دیشب بالاخره فیلم به رنگ ارغوان حاتمی کیا رو دیدم....فیلم جلب و بی سرو تهی بود!
نقدش باشد برای بعد!
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک در برابر خطرات از خود دفاع کنید |
مشاوره انتشار مقاله ISI
دکتر جلالیان: روش تحقیق، آمار تولید مقاله از پایان نامه، ویرایش مقاله |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
دیشب بالاخره فیلم به رنگ ارغوان حاتمی کیا رو دیدم....فیلم جلب و بی سرو تهی بود!
نقدش باشد برای بعد!
بسم الله....
اول اربعین حسینی رو خدمت همه تسلیت عرض می کنم.
ثانیا در مورد پست قبلی که جنجالی بود(بود؟).
باید بگم نظرات متفاوتی به دستم رسید...چون چند جا دیگه هم منتشر کردم.
قضیه مهم اینست که در مبحث مشکلات جوانان و افسردگی های بوجود آمده به دلیل نبود راهکاری صحیح است....
بعضی آقایان صورت مسئله رو پاک می کنند و می گویند ازدواج موقت!
که کار ندارم...این نوع ازدواج بیشتر برای شرایط خاص است....به خصوص اینکه برای دختران ظلمی عظیم است...بماند...
افسردگی های جوانان باید رفع شود....گرچه ازدواج راه کار اصلی برای فراموشی و حل مشکلات روحی و روانی است اما اگر فرد به بلوغ خاص نرسیده باشد ُ آن ازدواج نه تنها موجب رفع مشکلات نمی شودُ، بلکه به مشکلات می افزاید....
مسئله اینست که من می گویم وقتی هنوز فرد به آن سطح ازدواج نرسیده ، آقایان مسئولین باید فکری برای اوقات فراغت جوانان بکنند.جالب است جوان خود نمی تواند کاری بکند...چون کسی به او اعتماد ندارد!
چرا اگر من با 2 تا از دوست هایم جایی بروم به بهانه مجرد بودن حق ورود ندارم یا همه منو
نیگاه می کنند.
چرا...مگه جوان بد بخت چه کرده...اگر برویم پارک هم که آدم چیزهایی می بیند که بهتر است بمیرد و نبیند!
بحث اینست که قبل از وقت و زمان مناسب ازدواج باید آنقدر برنامه داشته باشیم که جوان به هزار راه نرفته و رفته نرود....
برنامه کو ؟نیست....
می گویم...با حامد و رضا نشستیم گفتیم یه لیست از برنامه ها که می تونیم تو اوقات فراغت داشته باشیم بنویسیم....راستیتش شاید 2 تا 3 مورد یافت شد!
مشکل این است....
بسم الله...
خدایا منو ببخش....ای خداوند عظیم منو ببخش.....
من رو ببخش که دروغ گفتم و تهمت زدم و ....آره....من بدون اینکه اونا رو درک کنم حرف زدم....ولی الان خودم مبتلا شدم و فهمیدم موضوع چیه.....اونایی که الان می بینند و بیماری یا شاید حس من رو دارن الان منو ببخشن...ببخشن برای قضاوت های نابجا...فضاوت های زود....قضاوت کردن مثل بعضی پدر و مادر های متحجر و متعصب ....بعضی کودکان و نوجوانان راهنمایی و دبیرستانی که حس جوانان رو درک نکرده ند.....بعضی مسئولان به اصطلاح فرهنگی که به جای حل مشکلات جوانان فقط تقبیح می کنند و بعضی دیگر که به حضرت نوح گیر می دهند...عده ای از آخوندها!! که درک نکردند و به فکر نیستند و.......عده ای از مسئولان یا والدین جوانان که می گویند مگر ما جوان نبودیم....نه جوان نبودید...جوانی نکردید..وقت نکردید جوانی کنید....شاید هم نخواستید جوانی کنید....
خوش به حال من که باز خانواده ام راحت ترند و مرا کمی(قد اپسیلم!) بیشتر درک می کنند...دوستانم رو که میبینم می گرخم....
هنوز نگرفته اید....مساله منم....مساله جوان است...بله جوان...
امشب کاری کردم که با آن عمری مخالفت کردم....وقتی برای خرید به بیرون خونه رفتم و نشستم پشت فرمون ...حس کردم..حس کردم که می خوام یه دور بیشتر الکی بزنم....یه دور با ماشین برم کوه و رفتم...یک حسه...رانندگی رو می گم ...علاقه مند می شوید...نگویید نه...من نمی شوم...هنوز جوان نشده اید...هنوز نوجوانید!
تازه الان جوونا رو درک می کنم(خودم!) چه ناراحتی ها دارند...وچه مشکلات...
حتی گیر می دهیم که چرا می روید دوست دختر یا به اصطلاح GF پیدا می کنید..درک نکردیم...آری من هم تمایل دارم...دین نمی گذارد...به قول یکی از دوستان تو خیلی بچه خوبی هستی..الان هر جوونی که 206 زیر پاش باشه محاله سر راه یه دختر سوار نکنه....گرچه خوبی من نیست و محبت الهی است که اگر نباشد ما هم آره!مگر فرق من چیست؟من هم یک جوان 20 ساله که قابلیت ازدواج ندارم....یعنی وقتش نیست...وقتش هست...عرف قبول نمی کند!
با این فشار ها که روی من است بالاخص فشار های روانی و روحی ....خوب بهترین راه الان همان ازدواج است که بسته است!
آری ....شما و قبلا من ، حس جوانی نداریم.....حس نکردیم افسردگی یک جوان رو....
حس نکردیم و توهین می کنیم...می گوییم جوان تازه به دوران رسیده...
در بهترین حالت اینست....
می گوید : دپرس شدم و افسرده....
می گویند : با دوستانت باش...
می گوید:دوستانم کم جواب می دهند...ارضایم نمی کنند....
می گویند :ازدواج کن....
می گوید :نمی توانم...نمی گذارند....شرایطش رو ندارم....
می گویند: صبر کن و اوقات فراغتت رو پر کن....
می گوید:چگونه با چه چیز...
می گویند: این همه امکانات فرهنگی ورزشی! برو سینما...تئاتر....کنسرت.....مسجد....دعا...برو ورزش کن...
می گوید:سینما...کدام فیلم خوب....کنسرت ..مگر مجوز می دهید....تئاتر...بکوبم تا مرکز شهر برم؟............مسجد...درش جز نماز بستست......دعا...چقدر دعا؟.....ورزش کنم....کجا...آیا ورزش مورد علاقه ام رو می تونم پیدا کنم؟ تا کی فوتبال....اصلا تا کی ورزش...شب و روز نمیشه ورزش کرد که!!!!
می گویند:خفه شو پسره تازه به دوران رسیده ...... معتاد بد بخت....مجرم فرهنگی!..متبرج!
آری اینگونه ماشن سواری و ویراژ دادن تو خیابونا هم میشه تفریح سالم...والا تنها تفریح هست که منو در مدت اخیر ارضا کرده...گرچه سفر مشهد با دوستان هم خوب بود....ولی به قول یکی از دوستان ایشالاه با...ولش کن!
آری آقایان به جای دعوای سیاسی...به جای بحث در مورد نوح و مارکوپولو.....به جای اینکه فکر کنید که چه کنیم حال آمریکا رو بگیریم...و به جای اینکه به فکر محدود سازی بیشتر باشیم...بیایم و یه راه خوب برای مشکلات جوانان بیابیم...
جنگ نرم یعنی این....آقایان به خدا توییتر و ماهواره جنگ نرم نیست....فیس بوک جنگ نرم نیست...
جوانانتون رو از دست ندید هیچ جنگ نرمی کارساز نمی شود....مشکلات جوانان رو حل کنید...آقایانی که جوانی نکردید چون رفتید جنگ....
رهبری می فرمایند(نقل به مضمون)....شاید جوان ایندوره از جوانی که شهید شد در جنگ اجرش بیشتر باشد و مقامی والاتر ..هرچه باشد این جهاد اکبر است و آن جهاد اصغر....
پ.ن:این نوشته دلیلی بر درست بودن دوستی با جنس مخالف نیست...
این کار علاوه بر مشکلات زیادی که در آینده ایجاد می کند نوعی خیانت به همسر آیندست و....
این تنها یکی از هزاران مشکل جوانان است که جوانان پاک با آن سر و کله می زنند!
بالا خره ترم تموم شد و این ترم اولی ما راحت شدیم .......به نظر میاد ترم بعد شرایط بدتره!!!
خوب فعلا نمرات رو اینجا می زنم!
ریلاضی۱ : ۱۳.۵
فیزیک ۱ : ۱۴
مبانی کامپیوتر و برنامه سازی :۱۵.۷۶ ------- بعد از اعتراض: ۱۶
آز-کامپیوتر:۲۰
زبان انگلیسی : ۱۲.۲۸
اخلاق :۱۶
البته ترم بعد از همین ۲ شنبه شروع میشه....
پ.ن:مشهد خوش گذشت......۸ نفر با دوستان...سفر بعد شمال!
پ.ن۲:برنامه این ترمم داغون در اومد!
دیشب با دو تا از دوستام به نام های حامد و رضا رفتیم جشنواره فیلم فجر......
البته بخش بازدید مردمی!
خوب بلیط مفت گیرمون اومده بود و نمی دونستیم اصلا اسم فیلم چیه....ولی خوب الاف و idle بودیم...
رفتیم اونجا...سینما بهمن....و خوب رفتیم نشستیم اونجا تا فیلم شروع شد.....البته سینما خلوت بود...
اسم فیلم بود طلا و مس به کارگردانی نمی دونم کی کی!!!
خوب گفتیم فیلم بی خودی ست حتما.....آرزو می کردم به رنگ ارغوان یا ملک سلیمان رو می دیدم....ولی آخر فیلم نظرم عوض شد....الان که یکم تحقیق کردم به نظر میاد از دید بیننده ها و منتقدین فیلم خوبی از کار در اومده و من هم راضی بودم...حتی رو دست به رنگ ارغوان حاتمی کیا زده!
من بقیه رو ندیدم ولی موضوع این فیلم این بود : "محبت!"
بله محبت.....
داستانش رو نمی گم که خودتون رو زحمت بدید برید ببینید....
در مورد یک روحانی هست و .....
برید ببینید...هی از کارگردان و نویسنده رو دست می خورید....خیلی رودست می خورید...همش می خواید فیلم ایرانی کنید..اما نمی شه!
واقعا فیلم جذابی بود....
هر چی فکر می کنید برعکسش در میاد....
ولی واقعا کارگردان مهم نیست...مهم خط داستانی است...